عطار کوچولو

۱۲ مطلب با موضوع «خودم_آنی» ثبت شده است

.: دوران شباب...

حضرت علی اکبر هم جوان بود؛ چون من.
و جوانی کرد...
نه چون من!
۱۹ مهر ۹۵ ، ۰۰:۱۶ ۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
عطار کوچولو

.: قرن چهاردهمی!

نگاهم به آمار و ارقام این خانه‌ی دوست داشتنی‌ام که می‌افتد با خود می‌گویم:

چه برای چشمان این یازده هزار بیننده داشته‌ام؟

جهنم ما قرن چهاردهمی‌ها هم جالب است...بیشتر از کار‌ها و فعالیت‌های حقیقی، باید عقوبت گناهان در فضای مجازی‌مان را ببینیم.

و به راستی که...
#نگاهشان_به_ماست!
۲۱ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۵۹ ۷ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
عطار کوچولو

.: سردشت 2 (یا هنر انقلاب اسلامی)

امسال مجددا فرصت شد که چند روزی برم اردوی جهادی سردشت و بین مردم خوب اهل تسنن سردشت باشم.

هر چند که مثل سال گذشته خیلی زیاد نتونستم بمونم ولی از نظر دید نسبت به منطقه، دغدغه مندی بیشتر و حس بهتری نسبت به پارسال دارم. از نظر فضای اردویی و تشکیلاتی به شدت ضعیف کار شد و از نظر کار خودم، بعد از یه مدت کوتاهی که کار جدیدی توی جهادی صورت نگرفته بود و همون تکرار ایده‌های خوب قبلی بود، سردشت امسال با یه ایده جدید در یک حوزه جدید همراه بود که برای خودم خیلی خوشایند بود، هرچند عملکرد خودم خیلی خوب نبود. 

امسال به شوخی می‌گفتم: میخوام هنر انقلاب اسلامی رو صادر کنم! و واقعا هم همین بود. به این نتیجه رسیدم مناطقی که نزدیک به چهل سالی که از انقلاب میگذره، فتح انقلابی صورت نگرفته دیگه به صورت عادی و با کلام و... نمیشه کاری کرد. باید از طریق هنر وارد شد!

دو تا از کار‌های هنری که صورت گرفت امسال، یکی نقاشی دیوار‌های مدارس بی رمق و بی روح و رنجور روستا‌های منطقه بود که سال‌ قبل هم صورت گرفته بود و بسیار هم جواب داده بود. به اضافه‌ی نمایش فیلم که کار جدیدی بود. اون هم نه برای بچه‌ها و... بلکه برای ماموستا‌ها(روحانیون مساجد اهل تسنن)، که علاوه بر اینکه میشه گفت جزو جامعه نخبگانی آنها محسوب می‌شوند بلکه نقش هدایت‌گری و جهت دهی مردم رو هم به عهده دارند.

انشله اگر عمری بود چند تا خاطره کوتاه هم تعریف می‌کنم.

۰۵ شهریور ۹۵ ، ۰۸:۲۶ ۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
عطار کوچولو

.: وبال گردن!

سلامتی سه کس...

امیدوارم همه توی انتخاب‌هاشون دقیق و به جا عمل کنن!

بعضی انتخاب‌ها کمی تو زندگی تاثیر داره...
بعضی از انتخابا مدت زمان طولانی تری وبال گردن‌ات میشن،
و بعضی ار اونها تا آخر عمر.

امیدوارم این یکی دو روز باقی مونده از زمان انتخاب‌ رو درست استفاده کنی(م)!


ادامه مطلب...
۲۸ مرداد ۹۵ ، ۰۱:۰۰ ۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
عطار کوچولو

.: سالِ الزام اقتصاد

سال نو،

سالِ

"اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل

مبارک.



اقتصادی بودن دوباره ی نام سال اینقدر عجیب بود که 

آقای خامنه ای هم توی صحبت شون اشاره کردند.


امسال اگه مسئله ی اقتصاد رو _حداقل در حد و اندازه ی فردی خودمون_ جدی نگیریم،

 قافیه رو بدجور خواهیم باخت.


این تاکید غیرقابل انتظار بی علت نیست.

حق؛

ادامه مطلب...
۱۱ فروردين ۹۵ ، ۲۱:۴۲ ۵ نظر
عطار کوچولو

.: جاده به جاده می روم...

از سفر راهیان نور با همه ی اتفاقاتش برگشتم و دوباره راهی سفری دیگرم.


آخدا !
حول حالنا الی احسن الحال.

عیدتون مبارک
حق؛
۲۵ اسفند ۹۴ ، ۱۰:۰۵ ۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
عطار کوچولو

.: در انتظار گودو

خب...
مبارک باشه...
صد سال به این سال ها...
همگام با پیشواز عید توسط انواع و اقسام بانک های کاملا اسلامی(!) عطار کوچولو هم در دو سال و یک ماهگی اش به استقبال عید رفت و لباس های نویی که امروز صبح براش خریدم رو به تن کرد.(یه خورده دخترونه و لوس شد!)

قاعده ی لباس جدیدش هم این چنین است:
صفحه ی زمینه(بک گروند) اش به خاطر علاقه ی وافر من به پرتقال خونی و رنگ قرمز و نارنجی انتخاب شد.
برای سر در وبلاگ(هدر) هم با وجود زیبایی و علاقه ای که به سر در قبلی(حسین جان! ای خوش حساب؛ مزد مرا زودتر بده...) داشتم، اما اینقدر صاحب این وبلاگ اخیرا آدم خرابی شده که لیاقت اون سر در و امثال آن رو نداره. و جایگزین هایش بین یه تصویر زیبا از شکوفه های بهاری(که دقیقا با کلمه ی "شکوفه ی بهاری" یافته بودم) و یه تصویر که از صفحه جست و جوی "خطاطی خوشنویسی" پیدا کردم(همین تصویر کنونی) انتخاب شد. متن خوشنویسی اینقدر با خودم جور بود که با اولین نگاه، انتخاب کردم که تا مدت ها سرزنش جاری در شعر رو جلوی چشمم داشته باشم.

یه چند تا تشکر هم از همه ی بزرگواران وبلاگی که در عرصه ی تکنیکی در این مدت یعنی یک سال و یک ماه این وبلاگ به من کمک کردند بکنم. چون حقیقتا من تو یادگیری از راه دور به شدت سخت فهمم(مودبانه ترین حالتش رو گفتم) و کسی که بهم راهنمایی می کنه رو کچل می نمایم!

از خانم صحبت جانانه که واقعا خیلی اذیت شون کردم و حق به گردن وبلاگم و صاحبش دارن تا خانم باز آی که بدون اینکه پیشینه ی و پسینه {:)} ی ارتباط وبلاگی داشته باشیم، از محبتشون دریغ نکردند و کلی توضیح و تشریح و... دادند تا یه چیزایی یاد بگیرم! و حتی جناب مجنون لیلی اخیرا میزبان چند سوال و ایجاد زحمتم بود.
اما آخرین عزیزی که در زمینه ی فرم و قالب ازشون بهره بردم آقا عرفان گرافیست هستند که حالت کنونی وبلاگ نتیجه ی توضیحات خوب ایشون در وبلاگ شونه که نیاز نشد بنده ایشون رو سوال پیچ کنم. 

محتوای وبلاگ هم به خاطر داغون بودن صاحبش امیدی به بهتر شدنش نیست، متاسفانه. :|

بازم عیدتون مبــــــــــارک!
۰۷ اسفند ۹۴ ، ۱۷:۱۳ ۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
عطار کوچولو